بابی جنی
|
|
گم هوا سرد
باد و باران شدید آسمان تاریک سنگین پایین دریا طوفانی بود باد هو هو می کرد داشت شب می شد و من می دویدم روی شن های سست با تن خیس پاهای برهنه خانه های ساحلی مشت می کوبیدم بر در های بسته و باز می دویدم با تن خیس همه چیز با احساس سیاهم مطابقت داشت. بابی جنی نوشته شده توسط بابی جنی | لینک ثابت | موضوع: |
|
|