بابی جنی
|
|
قارچ سمی گلويش را باد مي كند و فرياد مي زند حرف اشتباهش را و من مثل هميشه تاييد مي كنم سخنان گهربارش را خواب بمب اتم مي ديدم نه اينكه داشتيم بر سرمان زدند چه راحت مرديم من و بابام در ساحل درياي امنيت وقتي پسرم صدف جمع مي كرد قارچ سمي با درد كمي و به سرعت مرگي آسان اين شايد جايزه ي خوبي باشد براي آنهمه خودداري كه كردم! بابی جنی نوشته شده توسط بابی جنی | لینک ثابت | موضوع: |
|
|