بابی جنی
|
|
وقت رفتن هوا بد جوری گرفته... مثل دلم... یا دلم مثل هوا... نمی دونم...
چیزایی هست تو دنیا که اگه تموم بشن دل آدم می گیره. همه ی اون چیزا تو دنیای من اگه بوده تموم شده. همه چیز یه روز تموم می شه. حتی از کره ی زمین و منظومه ی شمسی و کهکشان راه شیری بگیر تا آخر دنیا... همه شون یه روز تموم می شن... اون روز همه شون باید برن... اون روز مهمونی دیگه تموم شده... همه شون باید برن به خونه هاشون... و دلشون می گیره. طبیعیه بایدم بگیره... دل کندن از مهمونی خیلی سخته... ولی باید رفت. اینم طبیعیه... همه چیز یه روز تموم می شه... حتی از کره ی زمین و منظومه ی شمسی و کهکشان راه شیری بگیر تا آخر دنیا... همه شون یه روز تموم می شن... ما آدما که چیزی نیستیم... میشه گفت در مقابل اینا اصلاْ نیستیم. پس ما هم یه روز تموم میشیم... اون روز برای ما خیلی زودتر میاد... این قانون طبیعته. هر چیزی که کوچیک تر باشه زود تر تموم میشه... شاید اون روز حتی یک هفته ی دیگه باشه... شاید همین فردا باشه... شاید یک دقیقه ی دیگه یا شاید همین الآن... اصلاْ شاید من فرصت نکنم که اینو تا آخرش بنویسم و شما بخونید... اینو همتون می دونید. تکراریه. خیلیا گفتن. خیلیا نشنیدن... ولی چرا من الآن نمی رم؟ خدایا اگه راست می گی منو الآن ببر............... می بینی؟ نمی بره ... چون شاید من باید اینو بنویسم... و شما بخونید... کی می دونه؟ ولی هوا خیلی گرفته. مثل دلم. یا دلم مثل هوا نمی دونم... توی یه پارک خلوت... الاکلنگ... سرسره... همیشه اینجا شلوغ بود! صدای بچه ها... صدای مامان باباها که اونا رو صدا می زدن... یادتون هست؟ ... الا کلنگ رو یادت میاد؟... حالا زنگ زده... رنگش رفته... کسی نیست اون طرفش بشینه دیگه سرسره ها سر نیستن... آدم بهشون گیر می کنه... چقدر هوا ابریه! چقدر هوا سرده!... می دونی زخم دل چیه؟ خیلی زخمش درد داره. هر چی پمادم بزنی فایده نداره... جاشم بدجوری می مونه... بدجوری... دردشم موندنیه... حتی بعد از چند سال هم اگه بهش دست بزنی دردت میاد... حالا فرض کن بدونی که دردت میاد ولی هی بهش ور بری...هی ور بری... دوباره زخمش کنی... بیشتر... گرگها وقتی که خیلی گرسنه می شن گرگهای پیر و زخمی و ضعیف گله شون رو می خورن... شاید وقت رفتنه؟!... بابی جنی نوشته شده توسط بابی جنی | لینک ثابت | موضوع: |
|
|